عید غدیر
سلام
بابت تاخیرم در تبریک عید عذر میخوام
بازم عیب از مخابرات بود
عید همگی تون مبارک، امیدوارم علی (درود خدا بر او و خاندان او) در همه کاره مددتون کنه.
دل را ز علی اگ بگیرم چه کنم؟
بی مهر علی اگر بمیرم چه کنم؟
فردا که کسی را به کسی کاری نیست!
دامان علی اگر نگیرم چه کنم؟
یا علی اگر تو نبودی، مومنین راستین پس از من شناخته نمی شدند.
پیامبر اکرم محمدبن عبدالله (درود خدا بر او باد)
ستایش خدای را سزاست که در یگانه گی اش بلند مرتبه و در تنهای اش به آفریدگان نزدیک است. سلطنتش پر جلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ است، بر همه چیز احاطه دارد بی آنکه مکان گیرد و جابه جا شود و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.همواره ستوده بوده وخواهد بود ، مجد و بزرگی او را پایانی نیست آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست .
**********
هان مردمان ! در تبلیغ آنچه خداوند بر من نازل فرموده کوتاهی نکرده ام و اکنون سبب نزول آیه را بیان می کنم : همانا جبرئیل از سوی سلام پروردگارم –که تنها او سلام است - سه مرتبه بر من فرود آمد و فرمانی آورد که در این مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابیطالب برادر وصی و جانشین من در میان امت و امام پس از من است هم او که جایگاه اش نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است مگر این که پیامبری پس از من نخواهد بود و او پس از خدا و رسول او صاحب اختیار شماست و خداوند تبارک و تعالی آیه ای بر من نازل فرموده که « همانا تنها ولی و سرپرست و صاحب اختیار شما خداوند و پیامبرش و موءمنانی اند که نماز به پا می دارند و در رکوع زکات می پردازند ...» (مائده/55) و قطعاً علی بن ابیطالب نماز بر پا داشته و در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است .
**********
هان مردمان ! بدانید این آیه درباره اوست ژرفای آن را بفهمید و بدانید که خداوند او را سرپرست و امام شما قرار داده و پیرویش را بر مهاجران و انصار واجب کرده و بر پیروان آنان در نیکی ، و بر صحرانشینان و شهروندان ،و بر عجم و عرب و آزاد و برده و کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و هر یکتا پرست.
(هشدار) اجرای فرمانش لازم ، امرش نافذ ، ناسازگارش رانده ، پیرو و باور کننده اش در مهر است البته که خداوند او و شنوایان سخن اش و پیروان راهش را آمرزیده است .
**********
سپس فرمود : مردمان ! کیست سزاوارتر از شمایان به شما ؟ گفتند : خداوند و رسول او . آنگاه فرمود : آن که من سرپرست اویم پس این علی ولی و سرپرست اوست . خداوندا پذیرای ولایت او را دوست بدار و دشمن او را دشمن دار و یار او را یاری کن و رهاکننده ی او را تنها گذار .
هان مردمان ! این علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من و جای نشین من در میان امت وایمان آورندگان به من و بر تفسیر کتاب خدا ، او مردمان را به سوی خدا بخواند و به آنچه موجب خشنودی اوست عمل کند و با دشمنان او ستیز نماید. او سرپرست فرمانبرداری خدا باشد و بازدارنده از نافرمانی او . [36] همانا اوست جانشین رسول الله و فرمانروای ایمانیان ، و از سوی خدا پیشوای هدایتگر .اوست پیکار کننده ی با پیمان شکنان ، رویگردانان از راستی و درستی و بدر رفته گان از دین.
**********
هان مردمان! خداوند عزوجل دین را با امامت علی تکمیل نمود. اینک آنان که از او و جانشینانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپایی رستاخیز و عرضه بر خدا - پیروی نکنند کرده هایشان در دو جهان بیهوده بوده در آتش دوزخ جاودانه خواهند بود. « به گونه ای که نه از عذابشان کاسته و نه بر ایشان فرصتی برای نجات خواهد بود. (بقره/161)»
فرازهایی از خطابه غدیر
غدیر از دیدگاه دکتر شریعتی
...علي (ع) مرد شمشير و سخن و سياست است. احساسي به رقت يك عارف دارد، و انديشهاي به استحكام يك حكيم. در تقوا و عدل چندان شديد است كه او را در جمع ياران - حتا در چشم برادرش عقيل - تحملناپذير ساخته است. آشنايي دقيقه و شاملش با قرآن، قولي است كه جملگي برآنند. شرايط زندگي خصوصياش، زندگي اجتماعي و سياسياش و پيوندش با پيغمبر (ص) ، و بهويژه سرشت روح و عميقي كه در زير احكام و عقايد و شعاير يك دين نهفته است و غالبا از چشمهاي ظاهربين پنهان ميماند، از نزديك آشنا كرده و احساسش و بينشش با آن عجين شده است. وي يك وجدان اسلامي دارد، و اين جز اعتقاد به اسلام است.
در طول 23 سالي كه محمد (ص) نهضت خود را در صحنه روح و جامعه آغاز كرده، علي (ع) همواره درخشيده، همواره در آغوش خطرها زيسته است و يك بار نلغزيده است. يكبار كمترين ضعفي از خود نشان نداده است.
آنچه در علي (ع) سخت ارجمند است، روح چندبعدي اوست. روحي كه در همه ابعاد گوناگون و حتا ناهمانند قهرمان است. قهرمان انديشيدن و جنگيدن و عشق ورزيدن، مرد محراب و مردم. مرد تنهايي و سياست، دشمن خطرناك همه پستيهايي كه انسانيت همواره از آن رنج ميبرد و مجسمه همه آرزوهايي كه انسانيت همواره در دل ميپرورد.
... علي (ع)، چه كسي ميتواند سيماي او را نقاشي كند؟! روح شگفتي با چند بعد، مردي كه در همه چهرههايشان به عظمت خدايان اساطير است. انساني كه در همه استعدادهاي متفاوت و متناقض روح و زندگي قهرمان است. قهرمان شمشير و سخن، خردمندي و عشق، جانبازي و صبر، ايمان و منطق، حقيقت و سياست، هوشياري و تقوي، خشونت و مهر، انتقام و گذشت، غرور و تواضع، انزوا و اجتماع، سادگي و عظمت. انساني كه هست از آن گونه كه بايد باشد، و نيست. در معركههاي خونين نبرد، شمشير پرآوازهاش صفوف دشمن را ميشكافد و به بازي ميگيرد. سياه خصم همچون كشتزار گندم هاي رسيده در دم تيغ دو دمش بر روي هم ميخوابد و در دل شبهاي ساكت مدينه همچون يك روح تنها و دردمند كه از خفقان زيستن بيطاقت شده است و از بودن به ستوه آمده، بستر آرامش را رها ميكند و در پناه شب - كه با علي سخت آشنا و مانوس و محرم است - از سايه روشنهاي آشناي نخلستانهاي ساكت حومه شهر، خاموش ميگذرد و سر در حلقوم چاه ميبرد، و غريبانه مينالد. زنداني بزرگ خاك، عظمتي كه در زيستن نميگنجد. روح آزادي كه سقف سنگين و كوتاه آسمان برسينهاش افتاده است و دم زدن را بر او دشوار كرده است.
او كه از شمشيرش مرگ ميبارد و از زبانش شعر، هم زيبايي دانش را ميشناسد و هم زيبايي خداوند. هم پروازههاي انديشيدن را و هم تپشهاي دوست داشتن را. خونريز خشمگين صحنه پيكار، سوخته خاموش خلوت محراب. او: ويرژيل” دانته“ است، و رستم ”فردوسي“ است و شمس مولاي روم و...
چه ميگويم!! مگر با كلمات ميتوان از علي (ع) سخن گفت؟! بايد به سكوت گوش فراداد، تا از او چهها ميگويد؟! چه او با علي (ع) آشناتر است...! علي (ع) خود محمد (ص) ديگري است، و شگفتتر آن كه: در سيماي علي (ع)، محمد (ص) را نمايانتر ميتوان ديد».
خطابه غرای غدیر در ادامه مطلب
